بسیاری از مردم گمان میکنند که میتوانند از سایهی گناهان گذشتهی خود فرار کنند، اما حقیقت این است که عدالت گاهی در جایی که هیچکس انتظارش را ندارد و به دست کسی که هویتش در میان جمع پنهان شده است، به سراغشان میآید.
ده غریبه که هر کدام رازی تاریک در سینه دارند، به جزیرهای دورافتاده فراخوانده میشوند تا در خانهای مجلل میهمانِ میزبانی ناشناس باشند. داستان از همان لحظهی ورود با فضایی سنگین و وهمآلود آغاز میشود، جایی که یک صدای ضبط شده، هر یک از آنها را به جرمی که در گذشته مرتکب شده و از چنگال قانون گریختهاند، متهم میکند. با ناپدید شدن اولین نفر، وحشت بر جمع سایه میاندازد و آنها متوجه میشوند که طبق الگوی یک شعر کودکانه، یکی پس از دیگری در حال کشته شدن هستند. نویسنده با مهارتی بینظیر، حس سوءظن و پارانویا را در میان شخصیتها به اوج میرساند؛ جایی که هر کس به دیگری شک دارد و هیچ راهی برای فرار از این زندان صخرهای وجود ندارد.
این اثر برای تمام کسانی است که به دنبال اوجِ هنر در داستاننویسیِ معمایی هستند و میخواهند هوش خود را در برابر یکی از پیچیدهترین نقشههای جنایی تاریخ ادبیات به چالش بکشند. آگاتا کریستی در این شاهکار، بدون استفاده از کارآگاهان مشهور خود، بر روانشناسی ترس و مکافات عمل تمرکز کرده است تا نشان دهد که چگونه وجدانِ معذب میتواند انسان را تا مرز جنون پیش ببرد. اگر میخواهید روایتی را بخوانید که تا آخرین صفحه شما را در بهت و حیرت باقی میگذارد و یکی از غیرمنتظرهترین پایانبندیهای جهان را تجربه کنید، این کتاب بهترین انتخاب برای شماست.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.