«دریا به همان سادگی که جان میبخشد، آن را پس میگیرد و تنها قانونِ ماندگار این است: هیچوقت مدیونِ موجها نباش.»
فابل، دختری هفدهساله، چهار سال پیش توسط پدرش در جزیرهای متروکه و میان دزدان و قاچاقچیان رها شد تا یاد بگیرد چطور در دنیایی که بوی خون و نمک میدهد، زنده بماند. او که یک «غواص» ماهر است، برای زنده ماندن در اعماق تاریک اقیانوس به دنبال گنجینههای گمشده میگردد تا هزینهی فرار از این جهنم و بازپسگیری جایگاهش را به دست آورد. آدریان یانگ با چنان تعلیقی شما را به عرشهی کشتیها و میان طوفانهای سهمگین میبرد که سرمای آب را روی پوستتان حس میکنید؛ داستانی که در آن هر اعتماد، بوی خیانت میدهد و هر معامله، ممکن است آخرین قدمِ زندگی فابل باشد.
این کتاب یک فانتزیِ ماجراجویانهی خیرهکننده است که برای عاشقانِ دنیای دزدان دریایی، رازهای پنهان و شخصیتهای زنِ سرسخت، انتخابی بینظیر محسوب میشود. سبکِ روایت یانگ، ترکیبی از خشونتِ عریانِ بقا و لطافتِ آرزوهای دوردست است که خواننده را تا آخرین صفحه در میان امواجِ متلاطمِ داستان غرق نگه میدارد. اگر به دنبال روایتی هستید که در آن اقیانوس همزمان هم خانه باشد و هم گورستان، و قدرتِ اراده در برابرِ سرنوشتی بیرحم قد علم کند، «فابل» همان سفری است که نباید از دستش بدهید..

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.