گاهی برای رسیدن به یک ساحل آرام، باید از میان طوفانی گذشت که تمام باورهای شما را در هم شکسته است.
این نوشته درست از جایی آغاز میشود که زخمهای قدیمی در حال التیام هستند و فرصتی دوباره برای لمس شادی در میان خاکسترهای گذشته جوانه میزند. نویسنده با ظرافتی مثالزدنی، شما را به تماشای تقابل ترس و امید میبرد؛ جایی که قهرمان داستان باید میان ماندن در پناهگاه امن تنهایی و گشودن قلبش به روی عشقی که سالها پیش گم شده بود، یکی را انتخاب کند. در هر فصل از این روایت، تعلیقی لطیف میان خاطرات تلخ و رویاهای شیرین جریان دارد که خواننده را وادار میکند با هر تپش قلب شخصیتها همراه شود و ببیند آیا میتوان بدون ترس از تکرار فاجعه، فصلی نو در زندگی رقم زد.
مطالعه این اثر برای تمام کسانی که به دنبال بهانهای برای باور دوباره به قدرت ترمیمکننده زمان هستند، تجربهای عمیق و آرامشبخش خواهد بود. کالین هوور با همان سبک صمیمی و صریح خود، به سراغ مفاهیمی همچون بخشش و شجاعت برای شروعی دوباره رفته است تا نشان دهد که پایان یک رنج، میتواند سرآغاز زیباترین داستان زندگی باشد. این متن با نگاهی واقعگرایانه به روابط انسانی، به شما یادآوری میکند که گذشته نباید زنجیری بر پای آینده باشد و هر انسانی سزاوار آن است که دستکم یک بار، طعم خوشبختی بیقید و شرط را بچشد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.