**”تمدن رودی است با دو ساحل. اکثر تاریخنگاران فقط به رود خروشان حوادث چشم دوختهاند، حال آنکه سواحل، جایی که مردم عادی خانه میسازند و عشق میورزند، برای روایت داستان انسانیت اهمیتی نه کمتر دارد.”** این نگرشِ ویل دورانت، قلب تپندهی رویکرد او در **«درسهایی از تاریخ»** — که میتوان آن را چکیدهای ناب از یک عمر پژوهش دانست — است. این اثر فشرده و ۱۲۸ صفحهای، حاصل پنج دهه مطالعه و نگارش مجموعهی عظیم «تاریخ تمدن» توسط دورانت و همسرش آریل است و به جای روایت خطی رخدادها، به استخراج الگوها و درسهای ماندگار از کل گسترهی تاریخ بشر میپردازد. دورانت در این کتاب خواننده را به تأمل در باب قوانین بنیادین حاکم بر جوامع، از رقابت و همکاری گرفته تا نقش اخلاق و دین، دعوت میکند و نشان میدهد که چگونه گذشته، آیینهای برای فهم حال ماست.
این کتاب، سفر فشردهای است در لابهلای بزرگترین سؤالات فلسفی تاریخ: آیا طبیعت انسان تغییر کرده است؟ آیا پیشرفت واقعی است؟ سرنوشت تمدنها به کجا میگراید؟ دورانت با نثری شیوا و ژرف، نشان میدهد که تاریخ یک رشتهی کسالتبار از نامها و تاریخها نیست، بلکه یک آزمایشگاه غنی برای درک کنشهای انسانی است. **«درسهایی از تاریخ»** برای هر کس که میخواهد بدون غرق شدن در جزئیات مجموعههای چندجلدی، از حکمت جمعآوریشده توسط یکی از بزرگترین تاریخنگاران قرن بیستم بهره ببرد، یک نقطهی شروع ایدهآل و اثری بهیادماندنی است که بارها و بارها میتوان به آن رجوع کرد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.