**”دلهای جوانان، آتشهایی است که بر باد میگیرند، روشن و تند، و در یک چشمبرهمزدن، خاکستر میشوند.”**
در شهری که خصومت خانوادگی، سنگفرشها را به خون آلوده کرده، ناگهان دو قلب بیپروا به یکدیگر میتپند. **«رومئو و ژولیت»** اثر جاودان **ویلیام شکسپیر**، تراژدی عشقی آتشین و محکوم به فنا را روایت میکند که در دل دشمنی دیرینه دو خاندان اشرافی «مونتاگو» و «کاپولت» در شهر ورونای ایتالیا جوانه میزند. رومئو و ژولیت، این **«دلدادگان ستارهبخت»**، در یک مهمانی مخفیانه یکدیگر را میبینند و بیدرنگ اسیر عشقی میشوند که سرنوشت، آن را از همان آغاز **«مرگنشان»** خوانده است. عشق آنان، پرشور و خالص، اما شتابزده و کورکورانه است؛ آنان در کمتر از یک روز با هم ازدواج میکنند، اما تقدیر، طرحی دیگر در سر دارد: یک درگیری خیابانی مرگبار، تبعید رومئو و نقشهای نافرجام برای نجات که با یک پیام گمشده و یک شربت خوابآور، به فاجعه میانجامد.
شکسپیر در این نمایشنامه، هنر خود را در آمیختن طنز و تراژدی، خلق شخصیتهای فرعی به یادماندنی و استفاده از شعر برای نمایش تحول درونی شخصیتها به نمایش گذاشته است. این اثر فراتر از یک داستان عاشقانه غمانگیز است؛ **نقدی تند بر خشونت کور، تعصب کورکورانه و تبعات ویرانگر کینههای بیپایان است**. مرگ نابههنگام دو عاشق، سرانجام **«کینه دیرین والدین را به خاک میسپارد»**، اما این آشتی، به بهای گرانِ نابودی معصومیت و زندگی دو جوان تمام میشود. امروزه، **رومئو و ژولیت** نه تنها به عنوان یکی از محبوبترین آثار شکسپیر، بلکه به عنوان **نماد جهانی عشق نافرجام و شور بیپروای جوانی** شناخته میشود که الهامبخش بیشمار اقتباس در تئاتر، سینما، موسیقی و ادبیات در سراسر جهان بوده است.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.