**”آه، عشق و مرگ برادران همیشگی اند که هر دو از یک منبع رازآلود نیرو می گیرند.”**
«رنجهای ورتر جوان» شاهکار جاودانه **یوهان ولفگانگ فون گوته**، کاوشی بیرحم و روانکاوانه در ژرفای یک عشق ناممکن است. این رمان که به سبک نامهنگارانه روایت میشود، ما را به درون ذهن بیمار و پرتبوتاب «ورتر»، جوانی هنرمند و فوقالعاده حساس میبرد که برای فرار از جامعه و تمرکز بر نقاشی به دهکده آرامی پناه میآورد. در آنجا دلباخته «شارلوت» (لوته) میشود، دختری مهربان که مسئولیت خانوادهاش را بر عهده دارد، اما متأسفانه نامزد مردی دیگر به نام «آلبرت» است. تنشی که از مثلث عشقی این سه نفر برمیخیزد، هسته مرکزی تراژدی را شکل میدهد و خواننده را همراه با ورتر، در گردابی از احساسات شدید، امیدهای واهی و رنجی جانکاه غرق میکند.
گوته این اثر را در ۲۴ سالگی و در تنها پنج هفته نوشت و با انتشار آن در سال ۱۷۷۴، نه فقط به یک ستاره ادبی بینالمللی تبدیل شد، که جنبشی فرهنگی به نام **«تب ورتر»** را در سراسر اروپا برانگیخت. جوانان به تقلید از لباس او پرداختند و این کتاب که از مهمترین آثار جنبش «طوفان و طغیان» (اشتورم اوند درانگ) در آلمان است، راه را برای ادبیات رمانتیک هموار کرد. تأثیر آن چنان عمیق بود که حتی ناپلئون بناپارت اعتراف کرد بارها آن را خوانده است. این رمان، با نگاهی تلخ به تقابل فرد حساس با قیدوبندهای اجتماع و عقلگرایی خشک، فراتر از یک داستان عاشقانه غمانگیز است؛ روایتی است از نبرد همیشگی احساس با عقل و فریادی است که از اعماق روح بشریت برای حق زیستن بر اساس احساسات اصیلش برمیآید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.