«مادر بودن به معنای آن نیست که بالهای دخترت را بچینی تا او را کنار خودت نگه داری، بلکه یعنی به او یاد بدهی چطور در آسمانی که هنوز آن را نمیشناسد، بلندتر از همه پرواز کند.»
پرگیا تومار در این کتاب، نامهای سرگشاده و لبریز از احساس را خطاب به دخترش مینویسد که در واقع مانیفستی برای تمام زنان و دخترانِ نسل امروز است. او با ایجاد تعلیقی میانِ چالشهای دنیای مدرن و سنتهای دستوپاگیر، از مفاهیمی سخن میگوید که شاید در هیچ مدرسهای تدریس نشوند: از قدرتِ نهگفتن و ارزشِ قائل شدن برای خود، تا شجاعتِ پذیرش شکستها. این کتاب تنها یک اثر عاطفی نیست، بلکه یک نقشهی راهِ اخلاقی و تربیتی است که خواننده را ترغیب میکند تا به جای قربانی بودن، به قهرمانِ داستانِ زندگی خودش تبدیل شود.
ارزش این اثر در صمیمیت و سادگیِ بینظیر آن است که مخاطب را نه با پند و اندرزهای خشک، بلکه با تجربههای زیسته و جملات کوتاهی که مستقیم بر قلب مینشینند، همراه میکند. این کتاب برای تمام مادرانی که نگران آیندهی دخترانشان هستند و برای تمام دخترانی که در جستوجوی هویت و قدرتِ درونی خود میگردند، هدیهای گرانبهاست. اگر به دنبال روایتی هستید که مانند یک گفتگویِ شبانهی آرامشبخش، به شما یادآوری کند که چقدر ارزشمند هستید و چطور میتوانید در دنیایی پرآشوب، اصالت خود را حفظ کنید، این کتاب را از دست ندهید.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.