“هر شهر اسراری دارد، اما اسرار یک شهر ارواح در چشم تنها یک بازمانده نهفته است.”
در اعماق یک شهر معدنی متروکه، جایی که باد تنها ساکن کوچههای خالی است، مردی تنها زندگی میکند. او نگهبان خاطراتی است که دیگران فراموش کردهاند، و تنها همدمش عروسکی چینی با یک چشم است. اما وقتی یک غریبه برای یافتن گنجی افسانهای به شهر میآید، سکون شکننده این زندگی تکنفره فرو میریزد. آنگاه رازی قدیمی زنده میشود—رازی که با زمزمههای عروسک، دیوارهای چوبی کلبه و خاطرات خاکخورده شهر گره خورده است.
جیمز پرلر در این رمان گوتیک و جویمحور، استادی خود را در خلق فضایی از تنهایی مرموز و تعلیقی نفسگیر به نمایش میگذارد. این داستان برای کسانی است که عاشق فرورفتن در دنیاهای فراموششده و رمزآلود هستند، جایی که هر سایه ممکن است حامل داستانی باشد و هر شیء بیجان، نگهبان حقیقتی هولناک. اگر از داستانهایی لذت میبرید که در آنها مکان به یک شخصیت تبدیل میشود و گذشته هرگز واقعاً نمیمیرد، این کتاب شما را تا آخرین صفحه اسیر خود خواهد کرد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.